X
تبلیغات
<> *باران عشق*

*باران عشق*

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 2:30 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

وقتی می گویم دوستت دارم 

شاید تصور كنی تنها چند واژه ی ساده را در كنار هم گذاشته ام 

و جمله ای را بیان كرده ام

اما...این تنها یك جمله نیست !

دنیای لبریز از رویا های سبز و سرخ !

همین جمله كوتاه !

آری همین چند واژه خود كتابیست سر شار از معنا !

دوستت دارم یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست

بی تو دنیای من به سردی می گراید و چشمانم پراشک میگردد !

دوستت دارم یعنی قلب من منزلگاه توست 

و وجودم سرزمینی كه تخت پادشاهی را تنها لایق تو می دانم

 


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 11:43 قبل از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

باران که می‌بارد، میل در آغوش کشیدنت و بوسیدنت افزون می‌شود و شعله‌های سرکش این میل جانم را

 می‌سوزاند. زیر باران می‌روم و خیره به آسمان آرزو می‌کنم: ای کاش کنارم بودی دلارام من، زیر این باران

دوشادوش هم و دست در دست هم... عاشقتر از همیشه، شیداتر و دیوانه‌تر... فارغ از همه بایدها و نبایدهای

 عالم، فارغ از حس پشیمانی و پریشانی... شاید مست مست، شاید مدهوش و مخمور، شاید... آری رها... رها

 از همه بندهای این جسم و این عالم، رها از همه خط قرمزها و تابلوهای ممنوع... رها از هر چه قانون و قاعده و

محدوده... تو نیز عاشق‌تر و شیداتر... تو نیز مخمور و مست... اندکی عاشقانه‌تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده‌ام

 تا بوسه‌ بارانت کند...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 11:43 قبل از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 11:43 قبل از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

 

چی بگم.....

به این میگن اعلام جنگ....

 

بدون شرح

بابا دمش گرم....دکتر که میگن اینه ها   

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


.: ادامه مطلب:.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 11:42 قبل از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

 

 

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن.كسي هست كه عاشقانه تو را مينگرد ومنتظرتوست.اشك هاي تورا پاك مي كند ودستهايت را صميمانه مي فشارد.تورا دوست دارد فقط به خاطر خودت. واگرباورداشتي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند. باوركن كهبا او هرگزتنها نيستي.فقط كافيست عاشقانه به آسمان نگاه كني....

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 11:42 قبل از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

 

مردی 85 ساله با پسر تحصیل کرده 45 ساله اش روی مبل کنار پنجره نشسته بودند که ناگهان کلاغی کنار

پنجره شان نشست.پدر از فرزند پرسید این چیه و پسر پاسخ دادکلاغ.پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه

 ؟پسر گفت بابا گفتم که بهتون کلاغه .بعد از مدتی پیرمرد برای سومین بار پرسید این چیه و پسر با عصبانیت

کامل جواب داد:کلاغه کلاغ ! پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطرات قدیمی برگشت و صفحه ای را باز و به پسرش

 گفت که آن را بخواند. "امروز پسر کوچکم سه سال دارد و روی مبل نشسته است. کلاغی کنار پنجره نشست و

پسرم 23 بار نامش را از من پرسید و من 23 بار عاشقانه به او جواب دادم؛ کلاغ!"

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 11:42 قبل از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

میگن یه روز نگهبان بهشت میره پیش خدا گلایه میکنه که:

آخه خدا، این چه وضعیه  آخه؟

ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون!

به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان!

بجای پابرهنه راه رفتن کفش آدیداس پاشون میکنن.

ادامه مطلب یادت نره


.: ادامه مطلب:.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 5:58 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

هوا سردست ...

من از عشق لبریزم

چنان گرمم ...

چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....

که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!

هوا سردست اما من ...

به شور و شوق دلگرمم

چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!

تو را هر شب درون خواب می‌بینم

تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم

و وقتی از میان کوچه می‌آیی ...

و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم ...

به خود آرام می‌گویم :دوباره خواب می‌بینم!

دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا... من دسته های نرگس دی ماه را

در راه می چینم !!

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 5:57 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

 

دلم برای کسی تنگ است که دلتنگ است...

 

دلم برای کسی تنگ است که طلوع یک دوستی را به قلبم بشارت داد

 

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را آرزو ميكند

 

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم دیدارش را طلب میكند

 

دلم برای کسی تنگ است که اشک هایم را دید...

 

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند من است...

 

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است...

 

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخم های کهنه است...

 

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است...

 

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون «تا» است...

 

دلم برای کسی تنگ است که دلتنگ دلتنگی های من است...

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 5:57 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

 

من زیر باران نشسته ام

و انتظار تو را می کشم

چتر روی سرم نیست

می خواهم قدم هایت را ، با تعداد قطره های باران شماره کنم

تو قبل از پایان باران میرسی یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟!

مرا که ملالی نیست

حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم

نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم

نه از خاکی که باران ، غبار را از آن ربوده است...

هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند

و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا

من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم...

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 5:56 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

دیوانه وار عاشقت شدم چرا که مهربانی را در وجودت دیدم

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم

نه تو از عشق من دست می کشی و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود

سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره ای کنی

فرسنگ ها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است

 و قلبم در آرزوی تو می سوزد

آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودت پنهان می گردد

و ابرهای غم و اندوه مرا دربر می گیرند و به دنیای غریبی می برند

همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگی ام را گلباران کرده است

تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز دنبالت طی کرده ام

محبوبم... همیشه به انتظار بازگشتنت خواهم ماند...

همیشه ی همیشه...

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 5:56 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |

X

اگر روزی تهدیدت کردند,بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی,بدان که قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند,بدان که با تو بودن لیاقت میخواهد
سلام دوست عزیز
مدیریت این وبلاگ در راستایه اهداف از پیش تعیین شده حاضر به تبادل لینک با دوستان محترم است شما ابتدا کلبه ما را با نام باران عشق لینک کرده و به ما نظر داده تا ما هم شما را با نام مورد نظرتان لینک کنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ اسمانی باران عشق:مهدی پورچیت ساز


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

آبان 1390





Links

*سلطان عشق مادر*
*RINO*
*الناز*
*تکتاز عشق *
*دختر چشم عسلی*
*نرگس*
*دختران شاد*
*خاطرات عشق*
*گربه نر و پیشی ماده*
*شاعر ابی دل*
*کودتای عشق*
*فاطمه و سیاوش خیرابی *
*هر چه میخواهد دل تنگت ! ( هانیه )*
*عشق بی پایان 2*
*وبلاگ سوراخ سوراخ*
*احساس ابدي*
*زندگي باطعم شعر*
*کتایون(من یه یلدای غریبم)*


LinkDump


آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


قطره هاي عشق:


<

Powered by : > JavaScript Codes

JavaScript Codes